گزارش نیمسال بازار آهن؛ بررسی تغییرات بزرگ در فولاد
آسیب به دو فولادساز بزرگ، توقف موقت صادرات برخی محصولات فولادی و اختلال در مسیر تجارت دریایی؛ نیمه اول ۱۴۰۵ برای بازار آهن با شوکهایی شروع شد که نمونه آن را نمیتوان فقط در نمودار قیمتها پیدا کرد.
در حالی که صنعت فولاد از قبل با محدودیت برق و گاز، رکود ساختوساز و کمبود نقدینگی درگیر بود، جنگ ریسک تازهای را وارد زنجیره فولاد کرد: ریسک آسیب به زیرساخت، اختلال تولید و دشوارتر شدن تأمین و تجارت.
حالا در پایان شش ماه اول سال، بازار آهن با یک تصویر متفاوت روبهروست؛ بازاری که در آن فقط نرخ دلار و قیمت شمش تعیینکننده نیستند. میزان تولید واقعی، موجودی بازار، وضعیت انرژی، امکان تجارت و قدرت تقاضا نیز مستقیماً روی قیمت آهن اثر میگذارند.
گزارش نیمسال بازار آهن، از همین نقطه شروع میشود: چه اتفاقی در شش ماه گذشته افتاد و کدام تغییرات، بازار فولاد را وارد نیمه دوم ۱۴۰۵ کردند؟
پاسخ این سؤال، مسیر بازار در نیمه دوم سال را هم تا حد زیادی مشخص خواهد کرد.
نیمسال اول بازار آهن در یک نگاه
| اتفاق | اثر اصلی |
| آسیب به زیرساختهای فولادی | افزایش ریسک عرضه |
| محدودیت تجارت و حملونقل | دشوارتر شدن تأمین |
| محدودیت برق و گاز | فشار بر تولید |
| رکود و کمبود نقدینگی | ضعف تقاضا |
| نوسان دلار | تغییر انتظارات قیمتی |
| بورس کالا | تعیین مسیر محصولات پایه |
شوک اول؛ جنگ به زیرساخت فولاد رسید
محدودیت برق و گاز برای فولاد ایران موضوع تازهای نیست. سالهاست تابستان با محدودیت برق و زمستان با ریسک کمبود گاز همراه است. اما اتفاق ابتدای ۱۴۰۵ جنس متفاوتی داشت. این بار بخشی از زیرساخت صنعتی مستقیماً آسیب دید.
در روزهای ابتدایی درگیری، وزارت صمت از آسیب به بخشهایی از فولاد مبارکه و فولاد خوزستان خبر داد. گزارشهای منتشرشده به آسیب به بخشهایی از زیرساخت برق، نیروگاه و واحدهای تولیدی این مجموعهها اشاره داشتند.
این اتفاق یک تفاوت اساسی با محدودیت انرژی داشت. برق و گاز، تولید را محدود میکنند؛ آسیب زیرساختی میتواند خودِ امکان تولید را مختل کند.
همین تفاوت، ریسک جدیدی برای بازار ایجاد کرد. وقتی یک واحد فولادی از مدار خارج میشود، بازگشت آن فقط به وصل شدن برق یا گاز وابسته نیست. تعمیر تجهیزات، تأمین قطعات، بررسی ایمنی و راهاندازی مجدد نیز زمان میبرد.
بنابراین بازار با یک سؤال تازه روبهرو شد:
اگر تولید یک حلقه مهم زنجیره متوقف شود، محصول آن از کجا جایگزین خواهد شد؟
چرا بازار ورق سیاه با ریسک تأمین مواجه شد؟
آسیب به فولادسازان بزرگ فقط مسئله تولید نبود. اثر واقعی زمانی مشخص میشود که محصول کارخانه به حلقههای پایینتر زنجیره نرسد. این مسئله در بازار و قیمت ورق اهمیت بیشتری پیدا کرد.
فولاد مبارکه یکی از بازیگران اصلی تولید محصولات تخت کشور است و هر اختلال در تولید آن میتواند صنایع پاییندستی را تحت تأثیر قرار دهد.
در ادامه بحران، صادرات اسلب و ورق فولادی برای مدتی ممنوع شد و همزمان بحث تأمین فوری اسلب و ورق گرم از مسیر واردات مطرح شد. این اتفاق، یک نکته مهم را برای بازار روشن کرد:
ظرفیت اسمی کارخانه با مقدار کالایی که واقعاً در بازار قابل تأمین است، یکی نیست.
ممکن است کارخانهای ظرفیت بالایی داشته باشد؛ اما اگر تولید متوقف شود یا تجارت دچار اختلال شود، بازار با کمبود واقعی مواجه خواهد شد. این موضوع برای خریداران ورق، صنایع لوله و پروفیل و پروژههای صنعتی اهمیت ویژهای دارد.
اختلال حملونقل و تجارت چه اثری بر بازار آهن داشت؟
اما مشکل فقط داخل در کارخانه و بخش عرضه نماند. مسیر تجارت خارجی نیز تحت فشار قرار گرفت. فرماندهی مرکزی آمریکا اعلام کرد از ۱۳ آوریل ۲۰۲۶ محاصره دریایی تردد کشتیهای ورودی و خروجی از بنادر ایران را آغاز کرده است. این محاصره از ۱۴ ژوئیه نیز از سر گرفته شد.
برای صنعت فولاد، این موضوع فقط یک اتفاق سیاسی نیست. تجارت فولاد به حمل دریایی، بیمه، بندر، تأمین مواد اولیه، قطعات و دسترسی به بازار صادراتی وابسته است. وقتی مسیر حمل پرریسکتر میشود:
- هزینه حمل افزایش پیدا میکند؛
- زمان تحویل ممکن است طولانیتر شود؛
- تأمین برخی کالاها دشوارتر میشود؛
- و صادرات فولاد با ریسک بیشتری روبهرو میشود.
در همین دوره، آمریکا بهطور رسمی از تغییر مسیر دهها کشتی در چارچوب اجرای محاصره خبر داد. بنابراین، در نیمه اول سال ریسک بازار از کارخانه عبور کرد و به مسیر تجارت هم رسید.
تحریم؛ فشار قدیمی با اثر جدید بر بازار آهن
تحریم برای صنعت فولاد ایران اتفاق تازهای نیست. سالهاست بخش آهن و فولاد ایران در معرض تحریمهای آمریکا قرار دارد و این محدودیتها بر تجارت، نقلوانتقال مالی و دسترسی به برخی خدمات و تجهیزات اثر گذاشتهاند.
اما در نیمه اول ۱۴۰۵، این فشارها در کنار آسیب زیرساختی و اختلال حملونقل قرار گرفتند. نتیجه مهم است.
وقتی تولید، تجارت و دسترسی مالی همزمان پرریسک میشوند، هزینه تأمین و جایگزینی کالا افزایش پیدا میکند.
بنابراین قیمت آهن را نمیتوان فقط با قیمت شمش یا دلار توضیح داد. هزینهای که پشت کالا قرار دارد نیز تغییر کرده است.
برق، گاز و رکود؛ مشکلات قدیمی بازار فولاد در کنار شوک جدید
اگر همه اتفاقات بازار را به جنگ نسبت دهیم، بخش مهمی از واقعیت را از دست میدهیم. صنعت فولاد پیش از این شوک نیز مشکلات ساختاری داشت:
- محدودیت برق
- ریسک کمبود گاز
- افزایش هزینه تولید
- رکود ساختوساز
- ضعف نقدینگی
- مشکلات صادرات
- و فاصله میان ظرفیت اسمی و تولید واقعی
بنابراین جنگ یک مشکل جدید ایجاد نکرد. ریسکهای موجود را روی هم گذاشت. همین نکته باعث شد بازار آهن در نیمه اول رفتار پیچیدهای داشته باشد.
- از یک طرف، عرضه و هزینه تأمین تحت فشار بود.
- از طرف دیگر، تقاضای واقعی قدرت کافی نداشت.
نتیجه، بازاری بود که در آن افزایش هزینه همیشه به همان اندازه به قیمت نهایی منتقل نمیشد.
تولید واقعی فولاد ایران چقدر با ظرفیت اسمی فاصله دارد؟
در یک بازار عادی، شاید ظرفیت اسمی کارخانهها معیار مناسبی برای سنجش توان تولید باشد. اما نیمه اول ۱۴۰۵ نشان داد که باید به تولید واقعی نگاه کرد.
یک کارخانه ممکن است ظرفیت چند میلیون تنی داشته باشد؛ اما محدودیت انرژی، آسیب زیرساختی یا مشکل تأمین مواد اولیه میتواند تولید واقعی آن را کاهش دهد. این تفاوت در بازار اهمیت زیادی دارد. کاهش تولید در حلقههای بالادستی میتواند به محصولات پاییندستی هم منتقل شود.
مثلاً کاهش تولید شمش میتواند روی عرضه مقاطع اثر بگذارد. اختلال در تولید محصولات تخت نیز میتواند بازار ورق را تحت فشار قرار دهد. اما اثر نهایی یک عامل دیگری به نام تقاضا هم دارد. اگر بازار مصرف همزمان ضعیف باشد، فشار کاهش تولید لزوماً به جهش فوری قیمت منجر نمیشود.
چگونه رکود ساختوساز مانع رشد شدید قیمت آهن شد؟
نیمه اول ۱۴۰۵ فقط داستان کمبود نبود. بازار با رکود تقاضا هم مواجه بود. ساختوساز پرقدرت نبود و بسیاری از پروژهها با محدودیت نقدینگی روبهرو بودند.
در چنین شرایطی، خریدار بهجای خرید یکجای نیاز چند ماه آینده، ممکن است خرید را مرحلهای انجام دهد. این رفتار یک اثر مهم دارد:
فشار سمت عرضه وجود دارد، اما بازار مصرف توان جذب کامل آن را ندارد.
به همین دلیل، افزایش هزینه تولید الزاماً به معنی رونق بازار نیست. حتی ممکن است قیمت بالا برود، اما حجم معاملات رشد چندانی نکند. این همان تفاوت میان تورم هزینهای و رونق واقعی است.
دلار؛ مهم، اما نه همهکاره بازار آهن
نرخ ارز همچنان یکی از مهمترین متغیرهای بازار آهن ایران است. افزایش دلار، هزینه جایگزینی کالا، مواد اولیه، قطعات و تجهیزات را بالا میبرد.
برای تولیدکننده صادراتی نیز نرخ ارز مستقیماً روی درآمد صادراتی اثر دارد. اما نیمه اول نشان داد که دلار بهتنهایی نمیتواند قیمت آهن را توضیح دهد. سه سناریو را میتوان تصور کرد:
دلار بالا + تقاضای قوی:
فشار صعودی بیشتری به بازار وارد میشود.
دلار بالا + رکود تقاضا:
قیمت آهن آلات ممکن است افزایش پیدا کند، اما معاملات با همان سرعت رشد نکنند.
دلار آرام + کاهش عرضه:
حتی بدون جهش ارزی، برخی محصولات میتوانند با فشار قیمتی مواجه شوند.
پس برای تحلیل قیمت روز آهنآلات باید نرخ ارز را در کنار عرضه و تقاضا دید.
بورس کالا؛ جایی که بازار آهن خودش را نشان داد
بورس کالا در نیمه اول یکی از مهمترین نقاط کشف قیمت در زنجیره فولاد بود. اما برای تحلیل آن، فقط نباید قیمت معامله را دید. سه عدد مهمترند:
قیمت، حجم عرضه و حجم معامله.
اگر قیمت آهن و فولاد در بورس بالا برود اما تقاضا همراه آن نباشد، افزایش قیمت میتواند بیشتر تحت تأثیر محدودیت عرضه یا رقابت باشد. اگر قیمت بالا برود و حجم معاملات نیز افزایش پیدا کند، تصویر متفاوتی شکل میگیرد.
در مقابل، کاهش قیمت مقاطع فولادی در بورس همراه با معامله حجم بالای عرضه میتواند نشان دهد که بازار هنوز ظرفیت جذب کالا را دارد.
به همین دلیل، بورس کالا برای تحلیل قیمت میلگرد ، شمش و سایر محصولات پایه اهمیت زیادی دارد؛ اما باید دادههای آن را کنار بازار آزاد و تقاضای واقعی خواند.
تولید فولاد ایران در جهان؛ رتبه کشور چه تغییری کرده است؟
دادههای World Steel یک نکته مهم را روشن میکند. ایران در سال ۲۰۲۵ با تولید ۳۲ میلیون تن فولاد خام همچنان دهمین تولیدکننده بزرگ فولاد جهان بوده است. تولید ایران در سال ۲۰۲۴ حدود ۳۱.۴ میلیون تن بود. در همان سال، ویتنام با تولید ۲۴.۷ میلیون تن در رتبه یازدهم قرار داشت.
اما دادههای ماهانه ۲۰۲۶ تصویر متفاوتی دارند. در شش ماه نخست ۲۰۲۶، تولید ۷۰ کشور گزارشدهنده World Steel به ۹۳۱.۵ میلیون تن رسید؛ یعنی ۰.۷ درصد کمتر از مدت مشابه سال قبل. تولید خاورمیانه نیز ۷.۳ درصد کاهش داشت.
در همین دوره، ویتنام با تولید ۱۵.۲ میلیون تن و رشد ۲۶.۹ درصدی وارد جمع ۱۰ تولیدکننده نخست شد. نکته مهم اینجاست:
این آمار به معنی خروج قطعی ایران از رتبه دهم سالانه در ۲۰۲۶ نیست. اما نشان میدهد رقابت در بازار جهانی فولاد در حال تغییر است و استمرار تولید برای حفظ جایگاه ایران اهمیت بیشتری پیدا کرده است.
نیمه اول، بازار آهن را چگونه تغییر داد؟
اگر اتفاقات شش ماه را کنار هم بگذاریم، یک زنجیره مشخص دیده میشود:
- شوک نظامی
↓
- آسیب زیرساختی
↓
- ریسک کاهش تولید
↓
- نگرانی درباره عرضه
↓
- اختلال تجارت و حملونقل
↓
- افزایش ریسک تأمین
↓
- واکنش قیمتها و بورس کالا
↓
- مقاومت تقاضای داخلی
این زنجیره شاید خلاصهترین تصویر از بازار آهن در نیمه اول ۱۴۰۵ باشد. تغییر اصلی فقط چند درصد افزایش یا کاهش قیمت نبود. ریسک بازار از «قیمت» به «تأمین» گسترش پیدا کرد.
قیمت آهن در نیمه دوم ۱۴۰۵ به چه عواملی وابسته است؟
نیمه دوم سال با چند متغیر مهم آغاز میشود.
۱. انرژی
کاهش محدودیت برق میتواند بخشی از فشار تولید را کم کند. اما با ورود به پاییز و زمستان، گاز دوباره اهمیت بیشتری پیدا میکند. بنابراین باید به جای ظرفیت اسمی، تولید و عرضه واقعی کارخانهها را دنبال کرد.
۲. تجارت خارجی
ادامه محدودیتهای حملونقل میتواند هزینه صادرات و واردات را افزایش دهد. برای صنعتی که به تجارت خارجی وابسته است، این عامل میتواند روی موجودی داخلی و درآمد صادراتی اثر بگذارد.
۳. دلار و تورم
اگر دلار در سطوح بالا باقی بماند، فشار هزینه و انتظارات تورمی نیز بالا میماند. اما اثر آن بر قیمت آهن به قدرت تقاضا وابسته است.
۴. ساختوساز
تقاضای ساختمانی تعیین میکند چه میزان از فشار سمت عرضه میتواند به قیمت نهایی منتقل شود. اگر پروژهها فعالتر شوند، کاهش عرضه اثر بیشتری خواهد داشت. اگر رکود ادامه پیدا کند، بازار مقاومت بیشتری در برابر رشد قیمت نشان خواهد داد.
۵. تولید فولاد
بازار باید ببیند واحدهایی که در نیمه اول با اختلال مواجه شدند، با چه سرعتی به مدار تولید بازمیگردند. این موضوع برای بازار ورق اهمیت بیشتری دارد.
برای خرید آهن در نیمه دوم چه چیزی مهمتر از قیمت فولاد است؟
در چنین بازاری، نگاه کردن به قیمت کافی نیست. برای یک پروژه، چند سؤال مهمتر وجود دارد:
- کالا چه زمانی مصرف میشود؟
- موجودی بازار چقدر است؟
- عرضه کارخانه منظم است؟
- قیمت بورس کالا چه مسیری دارد؟
- دلار چه وضعیتی دارد؟
- آیا محدودیت انرژی روی تولید همان محصول اثر گذاشته است؟
پاسخ این سؤالها میتواند مشخص کند که خرید امروز صرفاً واکنش به یک نوسان کوتاهمدت است یا بخشی از یک روند بزرگتر. برای نیازهای نزدیک و قطعی، تأمین مرحلهای میتواند ریسک خرید را مدیریت کند. در خریدهای بزرگتر نیز بهتر است چند مسیر تأمین بررسی شود.
در بازاری که اختلال تولید و تجارت میتواند دوباره هزینه تأمین را تغییر دهد، اطمینان از دسترسی به کالا گاهی به اندازه اختلاف چند درصدی قیمت اهمیت پیدا میکند.
جمعبندی؛ نیمه اول چه درسی برای بازار آهن داشت؟
بازار آهن از نوسان قیمت مقاطع فولادی به سمت ریسک تأمین آهن آلات رفت. نیمه اول ۱۴۰۵ با آسیب زیرساختهای فولادی و اختلال در تجارت، ریسک عرضه را بالا برد. در نتیجه، تأمین برخی محصولات دشوارتر و هزینه جایگزینی بیشتر شد.
اما همزمان رکود ساختوساز و کمبود نقدینگی تقاضا را محدود نگه داشت. بنابراین فشار عرضه، لزوماً به همان میزان به رشد قیمت آهن تبدیل نشد.
در نیمه دوم، مسیر بازار بیش از همه به تولید واقعی، انرژی، تجارت خارجی و تقاضای داخلی وابسته است؛ در کنار این عوامل، دلار و بورس کالا نیز جهت قیمتها را تحت تأثیر قرار میدهند.
در نتیجه، برای خریدار فقط قیمت روز آهن مهم نیست؛ موجودی، زمان تحویل و اطمینان از تأمین کالا هم بخشی از تصمیم خرید شدهاند.

