جنگ، چگونه بازار جهانی فولاد را تحت تأثیر قرار میدهد؟
جنگ فقط میدانهای نبرد را تغییر نمیدهد؛ اثر آن به کارخانهها، بنادر، زنجیره تأمین و قیمت کالاهای صنعتی هم میرسد. بازار فولاد نیز از این قاعده مستثنا نیست. اختلال در تولید، افزایش قیمت انرژی، گران شدن حملونقل و محدودیتهای صادراتی میتوانند هزینه تأمین فولاد را بالا ببرند.
اما افزایش قیمت فولاد در زمان جنگ قطعی نیست. ممکن است هزینه تولید بیشتر شود، ولی همزمان رکود ساختوساز و کاهش سفارشهای صنعتی، تقاضا را پایین بیاورد. در چنین شرایطی، کارخانهها با هزینه بالاتر تولید میکنند، اما فروشندگان برای پیدا کردن مشتری با مشکل روبهرو میشوند.
جنگ روسیه و اوکراین، تنشهای خاورمیانه و ناامنی مسیرهای کشتیرانی نشان دادهاند که بازار فولاد به تحولات سیاسی و نظامی حساس است. برای فهم اثر هر بحران، باید دید کدام بخش از زنجیره تأمین آسیب دیده و این اختلال تا چه اندازه بر عرضه و تقاضا اثر میگذارد.
جنگ از چه مسیرهایی قیمت فولاد را تغییر میدهد؟
پنج عامل اصلی، ارتباط میان جنگ و بازار فولاد را توضیح میدهند.
کاهش تولید و عرضه:
آسیب به کارخانهها، معادن و بنادر میتواند عرضه فولاد یا مواد اولیه آن را محدود کند.
افزایش هزینه انرژی:
رشد قیمت برق، گاز و سوخت، هزینه تولید فولاد را بالا میبرد.
گران شدن حملونقل:
ناامنی مسیرهای دریایی، افزایش بیمه کشتیها و تغییر مسیر محمولهها، قیمت تمامشده فولاد را افزایش میدهد.
تغییر مسیر تجارت:
تحریمها و محدودیتهای صادراتی، تولیدکنندگان را به یافتن بازارهای جدید و خریداران را به تغییر تأمینکننده وادار میکنند.
افت تقاضا:
نااطمینانی اقتصادی، کاهش سرمایهگذاری و رکود ساختوساز میتواند مصرف فولاد را کاهش دهد.
این عوامل همیشه در یک جهت حرکت نمیکنند. برای مثال، ممکن است هزینه تولید ورق افزایش یابد، اما کاهش سفارش صنایع خودروسازی و ماشینآلات اجازه ندهد قیمت آن به همان نسبت بالا برود.
جنگ روسیه و اوکراین چه تأثیری بر بازار جهانی فولاد دارد؟
جنگ روسیه و اوکراین از فوریه ۲۰۲۲ نشان داد که درگیری نظامی میان دو کشور مهم در زنجیره مواد اولیه و فولاد چگونه میتواند تجارت منطقهای را برای سالها تغییر دهد.
روسیه از تولیدکنندگان بزرگ فولاد و صادرکنندگان مواد اولیهای مانند زغالسنگ و محصولات نیمهساخته است. اوکراین نیز پیش از جنگ جایگاه مهمی در تولید و صادرات فولاد، آهن خام و محصولات نیمهساخته داشت. جنگ، آسیب به زیرساختهای صنعتی، اختلال در بنادر و محدودیتهای تجاری، دسترسی بازارهای مصرفکننده به بخشی از این عرضه را دشوار کرد. اخبار مربوط به بازار اسلب و بیلت روسیه را در این صفحه دنبال کنید.
سه پیامد مهم جنگ روسیه و اوکراین
۱. تغییر تأمینکنندگان و افزایش هزینه جایگزینی
ناپدید شدن اوکراین از بازار صادرات جهانی فولاد فرصتهایی را برای تأمینکنندگان اروپایی و آسیایی فراهم کرده است. بخشی از خریداران اروپایی ناچار شدند تأمینکنندگان خود را تغییر دهند. جایگزینی یک تولیدکننده با تولیدکننده دیگر همیشه ساده نیست؛ تفاوت در گرید، استاندارد، کیفیت، زمان تحویل و هزینه حمل میتواند قیمت واقعی خرید را تغییر دهد.
۲. فشار بر صنعت فولاد اروپا
افزایش هزینه انرژی در اروپا، در کنار اختلال در تجارت، شرایط تولید را دشوارتر کرد. کارخانههایی که هزینه انرژی بالاتری داشتند، با کاهش حاشیه سود یا محدود کردن تولید مواجه شدند. این اتفاق اهمیت دسترسی پایدار به انرژی و مواد اولیه را در رقابتپذیری فولادسازان برجسته کرد.
۳. بازآرایی جریان تجارت فولاد
تحریمها و محدودیتهای تجاری، مسیر صادرات روسیه را تغییر دادند. همزمان، اوکراین برای حفظ تولید و دسترسی به بازارهای صادراتی با مشکلات زیرساختی و لجستیکی روبهرو شد.
شرایط در سال ۲۰۲۶ نیز همچنان پیچیده است. در ۱۶ اکتبر، مدیرعامل شرکت متاینوست اوکراین اعلام کرد که کاهش سهمیههای واردات بدون تعرفه اتحادیه اروپا، در کنار آسیبهای ناشی از حملات روسیه به تأسیسات تولیدی، فشار سنگینی بر صنعت فولاد اوکراین وارد کرده است. این نمونه نشان میدهد که سرنوشت فولاد در زمان جنگ فقط به وضعیت جبههها وابسته نیست؛ سیاست تجاری بازارهای مقصد نیز میتواند تعیینکننده باشد.
نتیجه برای بازار جهانی: جنگ روسیه و اوکراین صرفاً عرضه فولاد را کاهش نداده، بلکه هزینه دسترسی به بازار، مزیت رقابتی تولیدکنندگان و مسیر صادرات را نیز تغییر داده است. از این رو، تأثیر آن بر قیمت هر محصول، بسته به مبدأ، مقصد و شرایط تجارت متفاوت است.
جنگ ایران و آمریکا چه اثری بر بازار جهانی فولاد دارد؟
درگیری مستقیم ایران و آمریکا و گسترش آن به منطقه، به دلیل موقعیت خلیج فارس در تجارت انرژی، میتواند فراتر از بازار منطقهای فولاد اثر بگذارد. در اینجا باید میان دو موضوع تفاوت گذاشت: اختلال در تولید فولاد و اختلال در مسیرهای انرژی و حملونقل. حتی بدون توقف گسترده تولید فولاد، مسیر دوم میتواند هزینه تولید و تجارت جهانی را افزایش دهد. اخبار مربوط به بازار بیلت صادراتی ایران را در این لینک دنبال کنید.
تنگه هرمز؛ نقطه حساس زنجیره هزینه
تنگه هرمز یکی از گلوگاههای راهبردی تجارت جهانی انرژی است. تشدید درگیری و محدود شدن تردد کشتیها در این مسیر میتواند قیمت نفت و گاز، هزینه سوخت کشتیها و هزینه تولید در صنایع انرژیبر را تحت فشار قرار دهد.
گزارش رویترز در ۸ اکتبر ۲۰۲۶ از افزایش خطر حمله و تهدید علیه نفتکشها در تنگه هرمز و کاهش تردد شناورها به پایینترین سطح در بیش از دو ماه خبر داد. این تحولات نشان میدهد که ریسک کشتیرانی دیگر صرفاً یک نگرانی نظری نیست.
برای صنعت فولاد، پیامدهای اصلی چنین شرایطی عبارتاند از:
افزایش هزینه تولید:
رشد قیمت انرژی میتواند هزینه تولید فولاد در کوره بلند و کوره قوس الکتریکی را افزایش دهد؛ میزان اثر به ترکیب انرژی و ساختار تولید بستگی دارد.
گران شدن حمل مواد اولیه:
افزایش هزینه سوخت و بیمه، قیمت تمامشده سنگآهن، زغالسنگ، قراضه و محصولات فولادی وارداتی را تغییر میدهد.
اختلال در صادرات و واردات منطقه:
افزایش ریسک بنادر و مسیرهای دریایی ممکن است زمان تحویل محمولهها را طولانیتر کند یا خریداران را به تغییر مسیر و تأمینکننده وادار سازد.
فشار بر تقاضا:
افزایش هزینه انرژی و نااطمینانی اقتصادی میتواند اجرای پروژههای ساختمانی و صنعتی را به تأخیر بیندازد.
آیا جنگ ایران و آمریکا حتماً قیمت جهانی فولاد را بالا میبرد؟
خیر. اگر هزینه انرژی و حملونقل افزایش یابد، قیمتهای پیشنهادی کارخانهها ممکن است صعودی شود؛ اما اگر خریداران به دلیل نااطمینانی، سفارشهای خود را کاهش دهند، بازار توان جذب این افزایش هزینه را نخواهد داشت.
در نتیجه، اثر جنگ بر فولاد میتواند به شکل افزایش هزینه و همزمان ضعف معاملات ظاهر شود؛ وضعیتی که در آن قیمت پیشنهادی بالا میرود، اما خریدار برای پذیرش آن مقاومت میکند.
جنگ حوثیهای یمن و عربستان؛ چرا دریای سرخ برای فولاد اهمیت دارد؟
درگیری یمن و عربستان، بهویژه زمانی که حملات به مسیرهای کشتیرانی دریای سرخ و تنگه بابالمندب گسترش پیدا میکند، از مسیری متفاوت بر بازار فولاد اثر میگذارد. این بار مسئله اصلی، لزوماً کمبود فولاد نیست؛ بلکه دشوارتر و گرانتر شدن انتقال آن میان تولیدکنندگان و مصرفکنندگان است.
دریای سرخ و کانال سوئز از مسیرهای مهم ارتباط تجاری آسیا با اروپا هستند. اختلال در این کریدور میتواند شرکتهای کشتیرانی را به انتخاب مسیرهای طولانیتر، از جمله دور زدن دماغه امید نیک، وادار کند. نتیجه این تغییر، افزایش زمان سفر، مصرف سوخت و هزینه حمل است.
در اکتبر ۲۰۲۶، همزمان با تشدید دوباره درگیریهای یمن، نگرانیها درباره امنیت تنگه بابالمندب افزایش یافته است. گزارش شورای امنیت سازمان ملل درباره یمن در همین ماه، از حملات به کشتیهای تجاری در این گذرگاه و گسترش تهدید علیه کشتیرانی منطقه خبر میدهد.
اثر اختلال دریای سرخ بر تجارت فولاد
- فولاد صادراتی آسیا: افزایش هزینه حمل به اروپا میتواند رقابتپذیری محمولههای آسیایی را کاهش دهد.
- بازار اروپا: طولانی شدن زمان تحویل، ریسک کمبود مقطعی و هزینه جایگزینی محمولهها را بالا میبرد.
- صادرکنندگان خاورمیانه: افزایش هزینه بیمه و حمل میتواند بخشی از مزیت قیمتی آنها را از بین ببرد.
- خریداران و واردکنندگان: قیمت نهایی تحویلشده اهمیت بیشتری از قیمت اعلامی کارخانه پیدا میکند.
البته اثر این اختلال بر همه محصولات یکسان نیست. فولادهای حجیم و کمحاشیه، مانند برخی مقاطع ساختمانی و محصولات نیمهساخته، نسبت به افزایش هزینه حمل حساساند؛ زیرا هزینه لجستیک سهم مهمی از قیمت تمامشده آنها را تشکیل میدهد.
یک نکته دیگر نیز اهمیت دارد: بحران دریای سرخ فقط به رابطه یمن و عربستان محدود نمیماند. هر زمان که درگیریهای منطقهای به مسیرهای کشتیرانی سرایت کند، زنجیره تأمین چندین کشور درگیر میشود؛ حتی کشورهایی که در جنگ نقشی ندارند.
مقایسه اثر جنگها بر بازار جهانی فولاد
جدول زیر نشان میدهد هر بحران از کدام مسیر بیشتر بر بازار فولاد اثر میگذارد. شدت نهایی اثر به گستردگی درگیری، مدت اختلال و واکنش تولیدکنندگان و خریداران بستگی دارد.
| بحران یا تنش | کانال اصلی اثرگذاری | پیامد احتمالی برای فولاد |
| جنگ روسیه و اوکراین | آسیب به تولید، تحریم و تغییر مسیر صادرات | تغییر مبدأ تأمین، اختلال عرضه منطقهای و افزایش هزینه جایگزینی |
| جنگ ایران و آمریکا | انرژی، تنگه هرمز و تجارت منطقهای | افزایش هزینه انرژی و حمل، همراه با احتمال افت تقاضا |
| درگیری یمن و عربستان و ناامنی دریای سرخ | حملونقل دریایی و بیمه | افزایش هزینه تحویل محمولههای آسیایی و اروپایی |
| تنش چین و تایوان | تجارت شرق آسیا و زنجیره تأمین صنعتی | تغییر جریان صادرات چین، ریسک لجستیکی و نوسان تقاضای صنعتی |
| تشدید جنگهای تجاری و تحریمها | تعرفهها و محدودیتهای واردات و صادرات | تغییر مقصد محمولهها، رقابت قیمتی و کاهش دسترسی به بازار |
آیا جنگ همیشه باعث افزایش قیمت جهانی فولاد میشود؟
خیر؛ و این یکی از مهمترین نکات در تحلیل بازار آهن است. جنگ ممکن است هزینه تولید را افزایش دهد، اما قیمت نهایی فولاد به تعادل عرضه و تقاضا وابسته است.
سه سناریو را میتوان از یکدیگر تفکیک کرد:
۱. سناریوی اول: کاهش عرضه بدون افت جدی تقاضا
آسیب به کارخانهها، محدودیت صادرات یا اختلال در مسیر حمل، عرضه قابلدسترس را کم میکند. اگر خریداران همچنان به خرید نیاز داشته باشند، احتمال افزایش قیمت بیشتر است.
۲. سناریوی دوم: افت تقاضا شدیدتر از محدودیت عرضه
رکود ساختوساز، کاهش سرمایهگذاری و کمبود نقدینگی، مصرف فولاد را پایین میآورد. در این حالت ممکن است قیمت محصولات نهایی کاهش پیدا کند، حتی اگر انرژی و مواد اولیه گرانتر شده باشند.
۳. سناریوی سوم: افزایش هزینه همراه با رکود معاملات
کارخانهها با هزینه بالاتر تولید میکنند، اما خریداران سفارشهای جدید را به تعویق میاندازند. قیمتهای پیشنهادی بالا میماند، ولی حجم معاملات کاهش پیدا میکند. این وضعیت میتواند به بازاری کممعامله و پرنوسان منجر شود.
برای نمونه، در بازار ورق ممکن است افزایش هزینه انرژی و حمل، قیمت پیشنهادی تولیدکننده را بالا ببرد؛ اما اگر صنایع مصرفکننده سفارش جدیدی ثبت نکنند، این افزایش الزاماً به معاملات بیشتر یا رشد پایدار قیمت منجر نمیشود.
فعالان بازار آهن چه شاخصهایی را دنبال کنند؟
برای خریداران، فروشندگان و تأمینکنندگان فولاد، رصد این شاخصها از دنبال کردن روزانه اخبار جنگ کاربردیتر است:
- قیمت انرژی: تغییرات نفت، گاز و برق و اثر آن بر هزینه تولید کارخانهها.
- هزینه حمل دریایی: نرخ کرایه، بیمه جنگی، زمان تحویل و تغییر مسیر کشتیها.
- وضعیت تولید و صادرات: توقف کارخانهها، محدودیتهای صادراتی و تغییر عرضه در بورسهای کالایی.
- تقاضای چین و اروپا: وضعیت ساختوساز، تولید صنعتی و سفارشهای صادراتی.
- قیمت مواد اولیه: سنگآهن، زغالسنگ ککشو، قراضه و شمش.
- حجم معاملات واقعی: تفاوت میان رشد قیمتهای اعلامی و میزان خریدوفروش انجامشده.
جنگ و بازار فولاد ایران؛ اثر جهانی چگونه به بازار داخلی میرسد؟
بازار آهن ایران علاوه بر عوامل جهانی، از نرخ ارز، محدودیتهای انرژی، وضعیت تولید داخلی، سیاستهای صادراتی و میزان نقدینگی خریداران تأثیر میگیرد. به همین دلیل، واکنش بازار داخلی به یک جنگ لزوماً با تغییرات قیمت جهانی فولاد یکسان نیست.
برای مثال، افزایش قیمت انرژی یا هزینه حمل در بازارهای جهانی میتواند هزینه جایگزینی واردات را بالا ببرد و بر انتظارات قیمتی فروشندگان داخلی اثر بگذارد. با این حال، اگر تقاضای ساختوساز ضعیف باشد و نقدینگی کافی برای خرید وجود نداشته باشد، افزایش قیمت پیشنهادی ممکن است با رشد متناسب معاملات همراه نشود.
سخن پایانی
جنگها از مسیرهای مختلفی بر بازار جهانی فولاد اثر میگذارند؛ از تخریب ظرفیت تولید و محدودیت صادرات گرفته تا افزایش هزینه انرژی، بیمه و حملونقل. جنگ روسیه و اوکراین نمونهای از تغییر بلندمدت مسیرهای تأمین و تجارت است؛ تنش ایران و آمریکا اهمیت امنیت انرژی و تنگه هرمز را برجسته میکند؛ درگیریهای یمن هزینه و ریسک کشتیرانی در دریای سرخ را افزایش میدهند و تنشهای شرق آسیا میتوانند جریان تجارت و تقاضای صنعتی را دگرگون کنند.
با این حال، عامل تعیینکننده قیمت فولاد فقط شدت جنگ نیست. آنچه در نهایت مسیر بازار را مشخص میکند، برآیند تغییر عرضه، هزینه تولید، هزینه حمل و قدرت تقاضاست. برای همین، در بازار پرریسک امروز باید میان افزایش هزینه فولاد و افزایش واقعی تقاضا تفاوت قائل شد؛ دو اتفاقی که همیشه همزمان رخ نمیدهند.


